وَلى نَه...!
گِريه بَعضى وَقتا لازِمه..!
خيلى وَقتا كم ميارى
بى نام و نِشون تر اَز خودِت،
فقط خودِت ميشى..!
شونِه كم ميارى
اَصلاً شونه اى نيس كه بِخواى كم بيارى..!
بَعضى وَقتا فَقط دِلتو بِزن به تَهِ دِلتنگى..
عُمقشو بِبين چَندِه
زيادِه!
خُب باش
خانم چینی در آسانسور گفت : دستت!!
نگاه کردم .. دیدم در دستم خون جاریست ..
ولی حواسم نبود ....
بعد رفتم چسب زخم بخرم ..
چسب زخم خریدمو به مغازه دار پول دادم ...
و یادم رفت بقیه ی پول رو بگیرم ...
حواسم نبود ....
بعد دیدم یادم رفته خون رو با دستما